در حال آماده‌سازی اسلاید

اسلاید ۱ از ۵•صفحه ۲۳۹

وَدَخَلَ مَعَهُ ٱلسِّجۡنَ فَتَيَانِۖ قَالَ أَحَدُهُمَآ إِنِّيٓ أَرَىٰنِيٓ أَعۡصِرُ خَمۡرٗاۖ وَقَالَ ٱلۡأٓخَرُ إِنِّيٓ أَرَىٰنِيٓ أَحۡمِلُ فَوۡقَ رَأۡسِي خُبۡزٗا تَأۡكُلُ ٱلطَّيۡرُ مِنۡهُۖ نَبِّئۡنَا بِتَأۡوِيلِهِۦٓۖ إِنَّا نَرَىٰكَ مِنَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ ٣٦

هم‌زمان با یوسف، دو نفر از برده‌های پادشاه مصر هم به زندان افتادند. روزی یکی‌شان گفت: «من مُدام خواب می‌بینم که دارم شراب می‌اندازم!» آن یکی گفت: «من هم مُدام خواب می‌بینم روی سرم نانی حمل می‌کنم که پرنده‌ها به آن نوک می‌زنند و از آن می‌خورند!» گفتند: «تعبیرخوابمان را به ما بگو که به‌‌نظر می‌آید آدم‌حسابی باشی.»

در حال آماده‌سازی اسلاید

درس سوم جلسۀ دوم

گزینه‌ها و اطلاعات

مطالعه

تنظیم تجربه

ابزارها

همهٔ تنظیمات

آیهٔ فعلی را اضافه کن یا محدودهٔ دلخواهت را برای ارائه انتخاب کن.

افزودن این آیه به ارائهیوسف · آیهٔ ۳۶انتخاب محدودهٔ آیات

خروجی درس